ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۵, پنجشنبه

09151494158


سلام و درود به همه ي شما همراهان خوبم.با آرزوي بهترينهاي خداوند براي همه ي تان با ادامه ي درسهاي قدرت عشق در كنارتون هستم.

امروز مي خوايم درباره ي اصل ديگه اي به نام " كاتالوگ بودن زندگي " صحبت كنيم كه همون طور كه قبلا" هم گفته ام جزو آموزشهاي راندا برنه درباره ي اصول قدرت.

زندگي يك كاتالوگ است .اين يعني چي؟

يعني همه چيز در زندگي به تو عرضه مي شود تا از بين آنها هر چيزي را كه دوست داري انتخاب كني!

اين خبر بايد همه ي وجود شما رو از شوق بلرزونه! واقعا" همين طوره! زندگي همه چيز رو به تو عرضه مي كنه اگه تو بلد باشي بهش بگي كه چه چيزي رو مي خواي در واقع داري از توي كاتالوگ زندگي براي خودت سفارش مي دي.پس اون رو دريافت مي كني! اولين بار كه خودم مفهوم اين جمله رو فهميدم و با تمرين تجربه اش كردم واقعا" دچار شعف بزرگي شدم و دلم از خوشحالي لرزيد! اين آغاز جديدي براي توانگري من بود!
اميدوارم تك تك شما به معني جملاتي كه به شما مي گم حسابي فكر كنين تا عمق شكوه و عظمت موضوع رو دريافت كنيد!

حالا موضوع رو بيشتر براتون توضيح مي دم از زبان راندا برن.پس حسابي دقت كنيد.

زندگي يك كاتالوگه يعني زندگي تو را دنبال مي‌كند:
 يعني تجربيات زندگي تو ناشي از افكار و احساسات خود توست. زندگي يك كاتالوگ است. به تو مدام چيزهايي را نشان مي‌دهد. آيا چيزهايي را كه دوست داري از آن كاتالوگ انتخاب مي‌كني يا مشغول قضاوت كردن و برچسب زدن به موارد بد هستي؟

اين يك قانونه: وقتي نسبت به هر چيزي كه فرد ديگري داره حال و هواي خوب داشته باشي، و به اندازه اونهايي كه اون رو دارن هيجان‌زده و ذوق‌زده بشي انگار اين موارد براي خودت پيش اومده، يعني عشق ساطع كردي و همين موارد رو به سمت خودت جذب مي‌كني!


وقتي خودروي رويايي‌ات به سرعت از كنارت مي‌گذره زندگي داره اين خودرو رو به تو نشون مي‌ده! اگه غبطه بخوري يا حسادت بكني چون فردي ديگر خودروي رويايي تو را مي‌راند، فقط خودت را از خودرويت محروم مي كني، تو بايد طوري ذوق كني كه انگار تو الان سوار اوني چون زندگي تو رو انتخاب كرده كه اون رو نشونت بده!در واقع ديدن اون خودرو اتفاقي نبوده چون هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست!

وقتي زوجي خوشبخت مي‌بيني يعني زندگي داره به تو فرصت مي‌ده تا از كاتالوگ اون انتخاب بكني. اگر با ديدن اونها احساس غم و تنهايي كردي يعني داري منفي گرايي ساطع مي‌كني و در اصل داري  به دنيا مي‌گي: دلم مي‌خواد غصه‌دار و تنها باشم!

اگه اضافه‌وزن داري و فرد خوش اندامي مي‌بيني چه حال و هوايي براي خودت انتخاب مي‌كني؟ زندگي اندام زيبا رو به تو عرضه كرده تا تو هم حق انتخاب داشته باشي پس اگه بابت اندام نامتناسب حس بدي داشته باشي، در واقع انگار داري ابراز مي‌كني، دلم نمي خواد چنين اندامي داشته باشم. دلم مي خواد چاق باشم!

اگر بيماري و زندگي افراد سالم را به تو عرضه كرده براي اينكه كه تو انتخاب كني، اگه بابت سلامت بودن اطرافيانت احساس عشق كني و بابت عدم سلامتي دچار احساس بدي نشي تو سلامتي رو براي خودت انتخاب كردي.

يعني چي؟ باز هم توضيح مي دم.

هرچيزي در زندگي خودش را به تو عرضه مي‌كند تا خودت هر چه را مي خواهي يا نمي‌خواهي انتخاب كني. چون زندگي يك كاتالوگ است.اما وقتي زندگي اين كاتالوگش رو جلوي تو ورق مي زنه و تو از چيزي خوشت مي آد چطور بايد اون رو جذب كني؟ و وقتي زندگي چيز ي رو به تو نشون مي ده چطور بايد مانع جذب شدنش بشي؟


براي قانون جذب فقط "بله" مفهوم دارد.يعني در واقع قانون جذب و كائنات، كلمات بلي يا نه ، خوب يا بد، و ...رو بلد نيستند!در واقع زبانهاي امروزي توسط بشر ساخته شده و بشر در هر جاي دنيا داره به يك زبوني صحبت مي كنه.خوب! كائنات كه نمي تونن بفهمن وقتي شما از چيزي در كاتالوگ زندگي خوشت اومده و داري به زبون فارسي مي گي من اون رو مي خوام يعني چي داري مي گي! آخه اونها كه زبان و كلمات رو مثل ما بلد نيستند! زبان كائنات و زبان قانون جذب طور ديگريست.زبان كائنات بر اساس احساسه نه كلمه.

ساده ترش اينه كه اگه زندگي كه يك كاتالوگه، چيزي رو به من نشون بده و من نسبت به اون از خودم احساس نشون بدم براي كائنات معنيش اينه كه : بله! من اون رو مي خوام! ( حتي اگه به زبون بگم اون خيلي افتضاحه و من ازش متنفرم! ) و اگه زندگي كه يك كاتالوگه چيزي رو به من نشون بده و من بهش احساس نشون ندم يعني من اون رو نمي خوام.(حتي اگه به زبون بگم اون عاليه و كاش من هم داشتمش! )در واقع چون همه چيز در دنيا بر اساس فركانسه كائنات هم كه بر اساس فركانس كار مي كنند، فقط فركانس احساسي رو مي شناسن نه كلام رو!
پس هر چيزي كه در دنيا ببينم و به اون احساس نشون بدم ( چه احساس خوب چه بد) معنيش از نظر كائنات اينه كه من اون رو مي خوام! حتي اگه من به چيزي احساس نفرت نشون داده باشم معنيش اينه كه من اون رو از كاتالوگ زندگي مي خوام!
در واقع غول چراغ جادوي ما كلمات رو بلد نيست! اما فركانس احساسات رو بلده!وقتي ما به چيزي احساس نشون بديم غول چراغ جادومون اون رو برامون مي سازه و دريافتش مي كنيم!

پس اگه زندگي در كاتالوگش چيزي رو به ما نشون داد كه ما دوستش نداشتيم نبايد بهش احساس نشون بديم(والا جذبش مي كنيم!) فقط بايد بدون بروز احساس از اون رو برگردونيم و توجهمون رو به قسمتي از كاتالوگ دنيا بديم كه دوستش داريم و دلمون مي خواد داشته باشيمش!

 پس از هر آنچه خوشت نمي‌آيد فقط ازش رو بگردان و در مقابل اون هيچ احساس منفي از خودت نشون نده. در قبال چيزهايي كه خوشت نمي‌آيد، جواب منفي نده چون جواب منفي همان را به تو مي كشاند. چرا؟ چون وقتي در قبال آنچه نمي خواي، جواب منفي بدي، درمورد آنها حال و هواي بد پيدا مي‌كني،  و همان احساس بد، شرايط منفي زندگي‌ات را به سوي خودت برمي گردونه.

در زيارتگاه توشوگو در ژاپن قرن هفدهم، مجسمه سه تا ميمون هست كه يكي چشماش را گرفته، يكي گوشهاش رو گرفته، يكي دهنش رو . اين يعني: هيچ مورد منفي را نبين،‌نشنو، حرفش رو هم نزن!

واز هر چي خوشت اومد حتي مال ديگري ،بگو بله. اين عاليه. اين فوق العاده است.و ازش احساس عشق و شادي كن تا جذبش كني چون زندگي تو رو انتخاب كرده كه اين كاتالوگ رو نشونت بده! فقط تو بايد با نشون دادن احساس درست اون رو جذب كني! اين يعني نثار عشق و بله گفتن به آن. وقتي به چيزي مي‌گي نه، مثلاً ترافيك وحشتناكه، اين آدم ديوونه‌است، اينجا شلوغه و... كائنات نه تو رو نمي‌شنوه، چون بهش احساس نشون دادي اون رو مي‌سازه و فكر مي‌كنه تو بهش بله گفتي.

مثال :
اگه دلت مي خواد پدر يا مادر بشي،هر وقت پدر يا مادري رو مي بيني عشق از خودت ساتع كن و حال و هوايي خوب در خودت به وجود بيار.اگه با ديدن بچه ها، احساس دلتنگي كني چون خودت بچه نداري، در اين صورت داشتن بچه رو از خودت دفع مي كني! هر وقت تو بچه ها رو مي بيني اين زندگيه كه در واقع داره در كاتالوگي اونها رو به تو عرضه مي كنه پس تو مي توني با نشون دادن احساس خوب از خودت اون رو دريافت كني.


مثال :
اگه مي بيني كسي ازدواج مناسبي كرده بايد حال و هوات رو عالي كني چون كاتالوگ زندگي تو رو انتخاب كرده كه اين مورد رو به تو نشون بده يعني زندگي مي خواد به تو بگه اگه الان تو هم بتوني حس خوب و شادي در خودت ايجاد كني و بفهمي زندگي كاتالوگه براي تو، تو هم مي توني عين اون رو دريافت كني!اما اگه با ديدن كسي كه ازدواج كرده ياد تنهايي خودت بيفتي و حال و هوات بدتر بشه يعني تو در برابر تنهايي واكنش احساسي نشون دادي پس تنهايي بيشري رو جذب مي كني!

مثال :
وقتي توي يك مسابقه ي ورزشي شركت مي كني و فردي ديگر برنده مي شود، وقتي همكارت به تو مي گه كه اضافه حقوق دريافت كرده، وقتي دوستت بهت مي گه كه همسرش هديه اي غافلگيرانه به اون داده براي رفتن به مسافرتي رويايي، يا كسي مي گه كه خونه اي خريده، تو هم بايد به اندازه ي اونها ذوق زده بشي كه انگار اين موارد براي تو هم پيش اومده و وقتي در برابر اينها واكنش مثبت نشون بدي، همين موارد رو به سمت خودت جذب مي كني!

پس هر چيز خوبي كه دنيا به تونشون داد، ذوق زده شو چون معنيش اينه كه تو با اون چيزهاي خوب هم فركانس هستي!

كاتالوگ زندگي چيزهاي منفي هم داره. چيزهايي كه تو دلت نمي خواد داشته باشي.در مقابل اونها مقاومت نكن.فقط ازشون رو برگردون.نبينشون و ازشون حرف نزن!راحت و بدون هيچ قضاوتي از اون رو برگردون تا ضميمه ي زندگي تو نشه!

بنابراين ، اين درس بسيار مهم رو به صورت چند جمله براتون تكرار مي كنم :

نكته ي مهم : وقتي قضاوت و انتقاد مي كني ، همونها به خودت بر مي گرده.عشق و قدرداني رو به فردي ديگر يا هرچيزي عرضه كن تا همانها را به خودت اهدا كني!
يعني در مورد فردي ديگه چه احساسي داري؟در مورد اون چه فكري مي كني؟براي او چه مي كني؟ اينها تعيين مي كند كه تو براي خودت چه مي كني!!! اگر قضاوت و خرده گيري مي كني در واقع اونها رو به خودت اهدا كرده اي!همان طور كه اگر عشق و قدرداني به ديگري بدهي چون همانها را دريافت مي كني پس در واقع همانها را به خودت اهدا كرده اي!

نكته ي مهم : تو به اندازه ي كافي خوب هستي! اگر كاري انجام داده اي كه صحيح نبوده است،درك و پذيرش صحيح نبودن اون براي قانون جذب حكم چشم پوشي داره.پس همين حالا خودت رو ببخش و از اين لحظه طبق اصول قدرت رفتار كن!

نكته ي مهم : هر قصه اي تعريف كني، چه خوب و چه بد، قصه ي زندگي تو خواهد بود!بنابراين تعريف قصه ي زندگي محشر خودت رو شروع كن و قانون جذب هم اون رو براي تو آماده مي  كنه!
يعني قصه ي واقعي اينه كه تو موجودي نامحدودي! در مورد قصه ي زندگيت چيزهايي رو كه دوست نداري و نمي خواهي، ول كن و صرفا" به چيزهايي كه دلت مي خواد بچسب!هر بار كه اونها رو به ياد بياري اونها رو ضميمه ي قصه ي زندگيت مي كني. مواردي رو كه در مورد ايام كودكي نمي خواي رها كن و به اون قسمتهايي كه دوست داري بچسب! آنچه را كه در بزرگساليت نمي خواهي ول كن و موارد خوب رو نگهدار! تمام موارد منفي گذشته اگه بهش احساس نشون بدي باز تكرار ميشه به شكلهاي جديد! تمام موارد منفي تمام شد و رفت پي كارش! تو كه همون آدم سابق نيستي پس چرا اونها رو در قصه ات نگه مي داري تا حال و هواي تو رو خراب كنند؟اگر دائم اين قصه را تعريف كني كه قرباني زندگي شدي، در اين صورت بارها و بارها سروكله ي همين تصاوير در زندگيت پيدا ميشه.اگه تعريف كني كه تو به باهوشي بقيه نبودي يا مثل بقيه جذاب نيستي يا مثل ديگران با استعداد نيستي ، حتما" حق با توئه!!!چون حتما" همين ها در زندگيت جذب و تكرار ميشه!پس تعريف قشنگترين قصه ها رو از زندگيت شروع كن تا نيروي عشق، زندگيت را بانور تصاويرقصه ي واقعي زندگي معركه ات روشن كند!

" زائر صلح " (ميلدرد ليسته نورمن كه بيست و هشت سال تحت عنوان صلح سراسر آمريكا رو پياده طي كرد ) مي گه : " عشق بزرگترين قدرت روي كره ي زمين است كه بر تمام مسايل غلبه مي كند!"

خداوندا! نيروي عشق را بر قصه ي زندگي ما حاكم كن! آمين!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر