ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۵, پنجشنبه

کلاس یک جادوگر

سلام و درود به همه ي دوستان و همراهان عزيزم.دوستتون دارم و خوشحالم كه با ادامه ي درسهاي قدرت عشق در كنارتون هستم.در آستانه ي سال نو هستيم و دلم مي خواد با اين درس جديد سبزينگي و رويش در ذهن و فكر تك تكتون جاري بشه.انرژي عشق خودم رو براي قلبهاي صادق همه تون روانه مي كنم و خوشحالم كه كنار منيد.پس با آرامش بخونيد.يقين دارم اين عشق رو دريافت خواهيد كرد!
امروز مي خوايم درباره ي اصل ديگري از اصول قدرت عشق با هم حرف بزنيم.به نام " ورود به روند خلق".
اگه يادتون باشه اولين درس قدرت ، قدرت عشق بود و بعد قدرت احساسات و بعد تغيير فركانس و چهارمين كار براي قدرتمند شدن" ورود به روند خلق" است كه چند مرحله دارد.در درسهاي ابتدايي وب من براتون از تجسم خلاق مقداري نوشته ام و گفته بودم كه بعدها باز هم به اون خواهيم رسيد. در واقع امروز در اين قسمت مطالب بيشتري رو درباره ي تجسم با هم مرور مي كنيم.

مراحل ورود به روند خلق :

1_ مجسم كن: (مجسم كن در ذهنت كه به خواسته‌ات رسيده اي.يعني براي تمركز بر خواسته ات و تجسم اون، از ذهنت استفاده كن.مجسم كن كه به خواسته ات رسيدي و با اون كاري انجام مي دي.يعني مثلا" اگه من مي خوام پولداري رو مجسم كنم خود ديدن يك اتاق پول حس عشق ممكنه در من به وجود نياره.پس بهتره من در تجسمم ، به كارهاي لذت بخشي كه با اون يك اتاق پول انجام ميدم فكر كنم.كارهايي كه واقعا" دوستشون دارم و فكر كردن به اونها حس لذت و عشق در من ايجاد مي كنه.مثلا" من عاشق سفرم.براي تجسم پولداري مي تونم مجسم كنم تو سفري هستم كه دوستش دارم و كارهايي رو مي كنم كه دلم مي خواد و با پول زياد با بركتي كه همراهمه چيزهايي رو مي خرم كه بهم لذت مي ده.اينقدر بهش فكر مي كنم كه كيف اين كار رو توي وجودم احساس كنم!در اينجا مرحله ي دوم روند خلق يعني " احساس كن! شكل مي گيره.)

2_ احساس كن (يعني بايد همانطور كه مجسم مي‌كني، نسبت به آنچه آن را مجسم مي كني، احساس عشق كني. تو بايد مجسم كني به خواسته‌ات رسيده‌اي. بايد  انجام دادن كاري در ارتباط با خواسته‌ات رامجسم و احساس كني. اين كار توليد مغناطيس مي‌كنه يعني اگر تجسم خواسته همراه با ايجاد احساس عشق به اون باشه، يك نيروي مغناطيسي ايجاد ميشه و خواسته ات رو به سمت تو مي كشه.)

3_ دريافت كن. (يعني نيروي عشق از طريق نيرويي طبيعي،مرئي و نامرئي كار مي كنه تا تو رو به خواسته ات برسونه.اما هر چه را كه مي خواهي، بايد براش اشتياق شديد يعني عشق داشته باشي. خواسته ات بايد از ته دل باشه چون ميل شديد يعني عشق.پس تو بايد براي دريافت خواسته ات بتوني از خودت عشق ساتع كني.)

براي اينكه ببينين دقيقا" منظور از اين سه مرحله چيه نكته هاي زير رو با دقت بخونيد.

نكته ي مهم _ وقتي داري از روند خلق استفاده مي كني، (واقعاً باور كن دريافت كردي) براي اين كار بايد مجسم و احساس كني كه آنچه را مي‌خواهي از قبل داري و هرگز ذهنت را از اين حالت منحرف نكني. قانون جذب هر چيزي را كه به آن بدهي كپي مي‌كند. پس مجسم كن به آن رسيده‌اي (نه اينكه داري مي‌رسي) اگه مي خواي وزن كم كني، با تجسم و با احساس اينكه به وزن دلخواهت رسيدي، عشق از خودت ساطع كن نه اينكه هر روز مجسم كني و احساس كني كه چاق هستي.( در اين صورت مي گن تو داري از روي فقدان تمرينات رو انجام مي دي نه از روي عشق) اگه مي‌خواهي در ورزش، موسيقي، آواز، كارت يا هر چيز ديگري پيشرفت كني، اون مرحله رو الان تجسم و احساس كن و عشق از خودت ساطع كن. اگه مي‌خواي زندگي زناشويي و رابطه عشقي بهتري داشته باشي تجسم و احساس كن كه اكنون به خواسته‌ات رسيدي. عشق از خودت ساطع كن.

*سنت آگوستين (عالم الهيات و اسقف) مي‌گه: ايمان يعني باور هر آنچه نمي تواني آن را ببيني و پاداش اين ايمان، ديدن آن است.

*جرج برناردشاو مي گه: تجسم سرآغاز خلق است خواسته‌ات را مجسم كن براي تجسم خود، قصد و اراده داشته باش، و سرانجام آنچه را قصد كرده‌اي، خلق خواهي كرد.

نكته ي مهم _ قسمت سوم قانون "دريافت كن" مي‌تونه به شكل اهدا كن –دريافت كن در بياد. چون دنيا بومرنگه. قانون جذب مثل آيينه مي‌مونه كه هر چي مقابلش بگذاري منعكس مي‌كنه. مثل انعكاس صدا مي‌مونه كه هر صدايي بيرون بفرستي، همان صدا به سوي تو برمي‌گردد. مثل دستگاه فتوكپي مي‌مونه كه هر آنچه را براي نسخه برداري به آن بدهي،‌عين همان را به تو تحويل مي‌دهد. يعني قانون جذب مثل آيينه، انعكاس صدا، بومرنگ يا دستگاه فتوكپيست. اگه از فقدان جلوش حرف بزني يا رفتار كني فقدان ايجاد مي كنه و اگه از داشتن (يعني عشق) حرف بزني داشتن ايجاد مي كنه!(مثال: راندابرن دامن زيبايي در پاريس تن زني مي‌بينه .اون عاشقانه درباره ي اون دامن  مي گه: چه دامن قشنگي!و طوري اين رو مي گه كه دلش از عشق به اون دامن پر ميشه!(اون نمي گه آخ اين رو از كجا گرفته ؟من كه نمي تونم همه ي اروپا رو بگردم پيداش كنم!) چند هفته بعد تو استراليا چون راننده ي ديگه اي مي خواسته به خلاف سر چهار راهي دور بزنه مجبور به توقف در جايي مي‌شه .و همون طور كه ايستاده بوده همون دامن رو در ويترين مغازه اي مي‌بينه و اون رو نصف قيمت مي خره!چون مغازه‌دارمي گه اون رو نمي‌خواسته و اشتباهي توي باري كه از اروپابراش فرستاده بودن اون دامن رو گذاشته اند!) راندا برن اون رو مي‌خره .برن مي‌گه مغناطيس عشقي كه صادر كردم اون رو به من ‌رسوند. زيباترين دامن عمرم! و نتيجه گيري مي كنه كه من فقط با اون مغناطيس عشقي كه توليد كردم اون رو دريافت كردم.

نكته مهم: آنچه مجسم مي‌كني نبايد به فردي ديگر لطمه بزند. تجسم چيزي كه به فردي لطمه بزند، از عشق ناشي نمي‌شود بلكه ناشي از فقدان عشق است و مسلماً هر منفي گرايي كه در ذهن به تصوير كشيده بشود با همان شدت و ناگواري كه براي آن فرستاده شده به سوي خودت برمي گردد!(چون قانون جذب مثل آينه مي مونه و هر چي جلوش بگذاريم عين همون رو توليد مي كنه!)پس نبايد درباره ي چيزي كه متعلق به ديگريست مثل همسر ديگري، كار ديگري، خانه ي ديگري و ...تجسم خلاق كنيد.هر نوع منفي گرايي كه در ذهن به تصوير كشيده مي شود، به سوي خود تو بر مي گردد چون هرآنچه بفرستي، همان را دريافت مي كني!(چون اين هم از روي فقدانه نه از روي عشق)

نكته ي مهم _ قدرت تجسم حد و حصر نداره!محدوديت نداره!تاريخ نشون داده اون كساني كه در علوم پزشكي، هنري، ورزش و ....موفقيتهاي بزرگي رو به دست آورده اند، كساني هستند كه تمام حد و مرزهاي بشري در تخيل رو شكونده اند .اونها با فروپاشي حد و مرز تخيلشون، دنيا را متحول مي كنند. بهترين و والاترينها رو مجسم كن و يادت باشه كه تفاوت آدمهايي كه زندگي معركه دارند با اونها كه مدام دارند با زندگي دست و پنجه نرم مي كنند در يك چيزه! افرادي كه زندگيشون عاليه هر چه را كه دوست داشته باشند، مجسم مي كنند و درباره ي اين تجسم بيشتر از ساير افراد احساس عشق مي كنند! يعني احساس مي كنن اون رو دارن !(اونها ممكنه اصلا" اين قوانين را بلد نباشند ولي ناخودآگاه اين كار را انجام بدهند.همسر خود من ميگه وقتي خيلي بچه بودم وانمود مي كردم يك هنرپيشه ي بزرگم و توي خونه براي خودم نقش بازي مي كردم!خودم روتحسين مي كردم و تو آينه خودم رو يه جوري نگاه مي كردم كه انگار دارم به يك هنرپيشه ي توي تلويزيون نگاه مي كنم! و از اون كيف مي كردم.اين تجسم در همون بچگي باعث ميشه مثلا" توي يك كارمربوط به بچه ها انتخاب بشه و بازي كنه و ادامه اش.در حالي كه در بچگي اون هيچ كسي رو نداشته كه بخواد ببرتش توي كار هنري و هيچ شناختي هم از اين قوانين نداشته.)افرادي كه مدام در زندگي در حال كشمكش هستند، ناخواسته وقتشون رو صرف تجسم چيزهايي مي كنند كه دوست ندارندو به اون احساس منفي دارند!مدام به اونها فكر مي كنند و از اونها حرف مي زنند!و بنابراين باعث ساخته شدن اونها مي شن.( اين كار هم از روي فقدان شكل مي گيره نه از روي عشق پس باعث ايجاد بدترينها ميشه به جاي بهترين ها!)


نكته ي مهم _در انجيل عهد عتيق آمده: خلقت زمين و آسمان و هر چيزي در آن كامل شد.
يعني پنج هزار سال قبل درانجيل عهد قديم شرح داده شده كه كل خلقت به انجام رسيده و تكميل شده است و هر چيزي كه هم‌اكنون قرار است خلق بشود، از قبل موجود بوده است! حال بعد از پنج هزار سال، فيزيك كوانتوم تاييد مي كند كه در اصل هر چيزي و تك تك چيزها از قبل بوده است! (شايد شما هم درباره ي اين موضوع كه اين دنيا بازتاب دنياي واقعي ديگريست در" جهانهاي هولوگرافيك" مطالعاتي داشته باشيد يا مطالعاتي در اين باره درباره ي "عالم ذر" داشته باشيد.در هر حال اين يكي از چيزهاييست كه خيلي از معلمان متافيزيك به اون اشاره كرده اندو ما نمي تونيم الان وارد اين بحث بشيم.)
پس همون طور كه گفتم در اين اصل گفته ميشه كه هر چيزي كه قراره الان خلق بشه از قبل وجود داشته و مفهومش اينه كه براي ما غير ممكنه چيزي را مجسم كنيم كه وجود نداره! پس خلقتت كامل است. وقتي تو مجسم مي‌كني ركورد دار جهاني بشي، سرشار از سلامتي و پول بشي، همسر يا پدر و مادر بشي، تمام اين احتمالات در خلقت وجود داره. اگر از قبل وجود نداشت، ممكن نبود بتوني اونها رو به ذهنت بياري براي آوردن چيزهاي مورد نظرمان از دنياي نامرئي به دنياي مرئي خودمان، تنها كار لازم اين است كه زندگيت را همان طور كه مي خواهي مجسم كني. مجسم كني چه حال و هوايي داري اگر رابطه‌ات معركه باشد! مجسم كن چه حال و هوايي داري اگر كسب و كارت پررونق بشود. مجسم كن چه حال و هوايي داري اگر آنقدر پول داشته باشي كه هر كاري دلت مي‌خواهد بكني.مجسم كن كه چه حال و هوايي داري وقتي سرشار از سلامتي هستي.


نكته ي مهم _ حواس تو حكم عصاي دستت را دارد. براي تجسم از تمام حواست استفاده كن تابه اين احساس كه آنچه را  مي خواهي ، داري ، دست پيدا كني .آن را احساس كن! بچش! بو كن! ببين! و بشنو! اگر دلت مي خواهد به ايتاليا سفر كني، در ذهنت بوي روغن زيتون رو به مشام بكش! پاستاي ايتاليايي رو مزمزه كن! مجسم كن با تو به زبان ايتاليايي حرف مي‌زنند و بودن در ايتاليا رو احساس كن! پس در تجسم بايد از همه حواست استفاده كني: ببيني- بچشي- ببوئي- بشنوي!

مثال : مردي در مدت سه سال براي هفتاد و پنج تا شغل درخواست داده بود ولي حتي يك پيشنهاد شغلي هم دريافت نكرده بود.سپس تصميم گرفت از همه ي قوه ي تخيلش  و حواسش براي رسيدن به كارموردنظرش استفاده كنه. مجسم كرد كه شغل مورد نظرش رو گير آورده.اون تك تك جزئيات دفتر كار جديدش رو مجسم كرد.اون صفحه ي كليد كامپيوترش رو لمس كرد و مجسم كرد داره اين كار رو تو دفتر كار جديدش مي كنه! با موارد تميز كننده اي كه بوي ليمو مي داد ميز توي خونه اش رو پاك كرد و مجسم كرد اين بوي مواد تميزكننده ي ميز نويي است در محل كارش! اون حتي همكارانش رو هم در نظر آورد! تو ذهنش با اونها حرف زد و جلسه گذاشت! اون حتي نوعي غذاي مكزيكي سفارش داد و خورد و مجسم كرد كه اين ناهار دلچسب رو داره در وقت استراحتش در سر كارش مي خوره! هفت هفته ي بعد، اون دو تا پيشنهاد شغلي پيدا كرده بود و شغل روياييش بين اونها بود!



تمرين: در گفتگوها و افكارت بگو: من مجسم مي‌كنم كه ... بعد با هر چه دلت مي خواهد بقيه جمله را كامل كن. اين را در صفحات مختلف براي پول، كار، عشق بنويسيد.اگه با دوستي حرف زدي كه درباره ي ارتقا گرفتن همكارش و پيشرفت نكردن خودش حرف مي زنه كمكش كن! بهش بگو تصورش رو بكن دليل اينكه تو در اين زمان ارتقاي مقام پيدا نكردي براي اينه كه تو قراره به مقام بهتر و پول بيشتري برسي! براي خودت هم در موارد مشابه همين گونه فكر كن ،به جاي تمركز بر اونچه كه از دست داده اي. چون حقيقت اينه كه مقام بالاتر و پول بيشتر، از قبل براي دوستت وجود داشته و داره و فقط كافيه اون بتونه اون رو احساس كنه و مجسمش كنه كه بهش رسيده تا به دستش بياره! و اين براي تو هم همين طور خواهد بود!

نكته ي مهم و تمرين: در كل كارهايي كه در طول روز انجام مي‌دهي دقت كن كاري نكني كه در ارتباط با اين خواسته‌ات تناقصي ايجاد بشود.يعني بعد از اين تجسم ، مهم ترين كار تو براي تحقق اون  ،مشارطه هاي كوتاه مدت بعدشه كه در طول روز يك جوري رفتار نكني يا حرفي نزني كه انگار اون تجسم دروغ بوده و فقط يك خيال واهيه! يعني اگه در تجسمت خودت رو شاد و خوشبخت مي بيني در طول روز بايد با مشارطه كردن روي خودت تمركز داشته باشي كه تا ناراحت شدي گوشي تلفن رو بر نداري و يك عالمه از بدبختيهاي زندگيت براي دوستت تعريف كني! كلا" بودن در لحظه ي ابدي اكنون براي همينه كه تو مشارطه كني تو هر لحظه شاد شاد زندگي كني انگار همه ي آرزوهات رو صبح بهت دادن و حالا ديگه نيازي نيست به خاطر نبودن اون آرزوها غصه بخوري و بي انرژي باشي. يعني اگه تو تجسمت همسر الهيت رو مجسم مي كني روزش نبايد با شش نفر پاي كامپيوتر چت كني!اگه خودت رو پولدار ميبيني نبايد دادن قسطها و قرضهات رو بندازي عقب!

نكته ي مهم و تمرين :در كل مواظب باش نه تنها كاري نكني كه با اون تجسمت منافات داشته باشه بلكه كارهايي بكني كه در جهت خواسته ات باشه. مثلا" در اطرافت از وسايل و ابزاري استفاده كن و دوربر خودت بگذار كه اين حس را به تو بدهد كه قبلاً به هر آنچه مي‌خواستي رسيده‌اي.دور و بر خودت رو با وسايلي مثل لباس، تصاوير، عكس و اشياي مرتبط با خواسته ات پركن تا بتوني حال و هواي داشتن آنچه را مي خواهي مجسم كني.
كارهايي بكن كه تو رو در مسير اون خواسته قرار مي ده كه به نوعي مثل گودال كندن براي آرزو مي مونه.يعني اگر لباس جديد مي خواهي ببين آيا كمدت براي لباس جديد جا داره؟ چوب لباسي اضافه تو كمد بگذار! لباسهاي كهنه ي قديمي رو دور بنداز!اگه پول چشمگير مي‌خواي ببين كيف پولت جاي كافي داره يا پر كاغذهاي بي‌ربطه؟ اگر همسر دلخواه مي‌خواهي نصف كمد لباست رو براش خالي بگذار!  " برن " مي گه : از اسباب و وسايل مربوط به آرزوت استفاده كن مثل زني كه پول نداشت اسب بخره اما برس اسب مي‌خريد، نقاشي اسب مي كشيد،عكس اسب روي لب تابش گذاشته بود، با بچه‌هاش مي‌رفتن به بهانه ي خريد چكمه،چكمه اسب سواري پا مي‌كردن . و اين در حالي بود كه اصلا" پول خريد يك اسب رو نداشت! اون به  يك نمايشگاه اسب تو شهرش رفت و تو قرعه كشي اون شركت كرد و آخرش يه اسب برنده شد!يك اسب بلوطي رنگ از نژاد مورگان كه دقيقا" همون چيزي بود كه اون مجسمش مي كرد.

تمرين : با استفاده از قدرت تجسم و تخيلت ، بازيهايي اختراع كن كه واقعا" حال و هوايي خوب به تو مي ده." راندا برن " مثال مي زنه و ميگه مثلا" زني بعد ازفارغ التحصيليش بيكار مونده بود.اون هر روز تو دفترش مي نوشت كه خدا رو شكر مي كنه اگه كاري گير بياره! تا بالاخره فهميد اعمالش از روي سرخوردگيه (يعني از روي فقدان عشق) و اون واقعا" نمي تونه مجسم كنه كه شغلي داره. تصميم گرفت همه چيز رو تغيير بده.براي اين كار تو ذهنش به اين فكر كرد كه حالا ديگه داره مي ره سر كار دلخواهش. بنابراين اون روز توي دفترش به جاي اينكه واسه خدا بنويسه شكرش مي كنه اگه كاري به دست بياره اين جوري نوشت كه : بابت موفقيت در حرفه اش و براي مردمي كه داره با اونها كار مي كنه، خدا رو شاكره! اون هر روز لباسهايي رو كه بايد سركار جديدش بپوشه مرتب مي كرد.حساب پس اندازي براي چكهاي دريافتيش باز كرد.حتي ساعت شماطه دارش رو طوري تنظيم كرد كه انگار داره مي ره سر كار. و چند روز بعد كار دلخواهي با همون خصوصياتي كه دوست داشت به اون پيشنهاد شد.



در اين درس چند تا مثال جالب كه خود راندا برن زده بود رو براتون نوشتم. به مجموعه ي اين كارها مي گن روند خلق! يعني آوردن چيزي از دنياي نامرئي به دنياي مرئي با تجسم و روند درست آن. بنابراين وقتي تو با انجام اين امور مربوط به روند خلق نقش خودت رو در روند خلق تكميل مي كني بايد بدوني تو كار خودت رو كردي.از اين جا به بعدش در دستان قدرتمند خداونده و اصلا" به تو ربطي نداره كه چجوري و از چه طريقي اين خواسته بايد به تو برسه.( پس بعد تجسمت نگو اما با وجود همه ي اينها من كه پول ندارم! من كه خانواده ي درستي ندارم! من كه موقعيت خوبي ندارم! و ...) بايد بدوني كه تو ديگه در دنياي قديم نيستي كه هر چه را مي خواهي نداشته باشي! تو با انجام روند خلق،به دنيايي جديد منتقل شده اي ( چون فركانست رو تغيير داده اي و بالا برده اي پس چيزهايي كه در دنياي مرئي روي فركانس بالاتر هستند به تو روي خواهند آورد!اگر هنوز دريافت نمي كني پس بايد فركانست رو بالاتر ببري!).در اين دنياي جديد هر آنچه را كه مي خواهي، حتي با وجود اينكه نمي تواني آن را ببيني، داري.پس آگاه باش كه تو آن را دريافت مي كني!


و فقط آخرين نكته كه خيلي مهمه و خواهش مي كنم فراموشش نكنين :

آرزوي قلبيت رو مجسم كن و از قوانين روند خلق براي اون استفاده كن.بعد در طول روز با مشارطه هاي كوتاه مدت طوري رفتار كن كه انگار صبح همون روز به همه ي آرزوهات رسيدي!(به اين مي گن از روي قدرت عشق تمرين كردن نه از روي فقدان عشق و اين مهم ترين نكته ي قوانين جذبه چون ما گاهي فكر مي كنيم داريم طبق قوانين مثبت انديشي و جذب كار مي كنيم اما اگه دقت كنيم مي بينيم داريم از روي فقدان عمل مي كنيم نه از روي بودن عشق) پس بايد بتوني در لحظه ي ابدي اكنون شاد زندگي كني و واقعا" لذت ببري از زنده بودنت.اگه يك جوري شاد زندگي كني كه انگار آرزوت رو به دست آوردي يعني داري از روي قدرت عشق رفتار مي كني نه فقدان و اون وقته كه تازه در جريان دريافت كردن آرزوها و خواسته ات قرار مي گيري!

 اگه در اين مرحله آرزوي قلبي كسي به بيماري قلبي تبديل بشه بايد از قانون عدم مقاومت استفاده كنه! يعني چي؟ يعني اگه ته اين تجسمها تو نتوني در طول روز درست و شاد زندگي كني و به همه ي مسايل زندگيت برسي و به جاي اين كار همه اش تو فكر اين باشي كه اما هنوز كه آرزوم نرسيده! و اگه به آرزوم برسم بعدا" تازه شاد زندگي مي كنم ! و اگه نشد چي ميشه! و اصلا" چجوري مي خواداين آرزو انجام بشه و .....

در اين حالت مي گن آرزوي قلبي شما به بيماري قلبي تبديل شده! در اين زمان هر كار و تمرين ذهني كه براي رسيدن به اون انجام بدين بي نتيجه خواهد ماند چون از روي عشق نيست بلكه از روي فقدان عشقه.در اين زمان فقط رها كردن آرزو ( يعني قانون عدم مقاومت ) به كمك شما مي آد.
شما بايد نقشه ي گنجتون رو كنار بگذاريد و فقط و فقط به بالا بردن فركانستون با شاد زندگي كردن بپردازيد.تاوحشت و ترس انجام نشدن آرزو كم كم كمرنگ بشه و آرزوتون از حالت يك بيماري قلبي كه راه زندگي شاد رو براتون بسته در بياد.اين نكته كوچك خيلي مهمه  و انشاالله بعدها بيشتر درباره اش صحبت خواهيم كرد.


درسها و اصول قدرت همچنان ادامه دارند.دوستتون دارم و از خداوند مي خوام كه به تك تكتون قدرت عشق رو اهدا كنه.

خداوندا!وقتي تو با قدرت عميق عشقت در قلبم هستي من قويترينم!مرا در آغوش محكمت پناه بده! آمين!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر