ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۵, پنجشنبه

09151494158


سلام و درود به همه ي شما همراهان خوبم.با آرزوي بهترينهاي خداوند براي همه ي تان با ادامه ي درسهاي قدرت عشق در كنارتون هستم.

امروز مي خوايم درباره ي اصل ديگه اي به نام " كاتالوگ بودن زندگي " صحبت كنيم كه همون طور كه قبلا" هم گفته ام جزو آموزشهاي راندا برنه درباره ي اصول قدرت.

زندگي يك كاتالوگ است .اين يعني چي؟

يعني همه چيز در زندگي به تو عرضه مي شود تا از بين آنها هر چيزي را كه دوست داري انتخاب كني!

اين خبر بايد همه ي وجود شما رو از شوق بلرزونه! واقعا" همين طوره! زندگي همه چيز رو به تو عرضه مي كنه اگه تو بلد باشي بهش بگي كه چه چيزي رو مي خواي در واقع داري از توي كاتالوگ زندگي براي خودت سفارش مي دي.پس اون رو دريافت مي كني! اولين بار كه خودم مفهوم اين جمله رو فهميدم و با تمرين تجربه اش كردم واقعا" دچار شعف بزرگي شدم و دلم از خوشحالي لرزيد! اين آغاز جديدي براي توانگري من بود!
اميدوارم تك تك شما به معني جملاتي كه به شما مي گم حسابي فكر كنين تا عمق شكوه و عظمت موضوع رو دريافت كنيد!

حالا موضوع رو بيشتر براتون توضيح مي دم از زبان راندا برن.پس حسابي دقت كنيد.

زندگي يك كاتالوگه يعني زندگي تو را دنبال مي‌كند:
 يعني تجربيات زندگي تو ناشي از افكار و احساسات خود توست. زندگي يك كاتالوگ است. به تو مدام چيزهايي را نشان مي‌دهد. آيا چيزهايي را كه دوست داري از آن كاتالوگ انتخاب مي‌كني يا مشغول قضاوت كردن و برچسب زدن به موارد بد هستي؟

اين يك قانونه: وقتي نسبت به هر چيزي كه فرد ديگري داره حال و هواي خوب داشته باشي، و به اندازه اونهايي كه اون رو دارن هيجان‌زده و ذوق‌زده بشي انگار اين موارد براي خودت پيش اومده، يعني عشق ساطع كردي و همين موارد رو به سمت خودت جذب مي‌كني!


وقتي خودروي رويايي‌ات به سرعت از كنارت مي‌گذره زندگي داره اين خودرو رو به تو نشون مي‌ده! اگه غبطه بخوري يا حسادت بكني چون فردي ديگر خودروي رويايي تو را مي‌راند، فقط خودت را از خودرويت محروم مي كني، تو بايد طوري ذوق كني كه انگار تو الان سوار اوني چون زندگي تو رو انتخاب كرده كه اون رو نشونت بده!در واقع ديدن اون خودرو اتفاقي نبوده چون هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست!

وقتي زوجي خوشبخت مي‌بيني يعني زندگي داره به تو فرصت مي‌ده تا از كاتالوگ اون انتخاب بكني. اگر با ديدن اونها احساس غم و تنهايي كردي يعني داري منفي گرايي ساطع مي‌كني و در اصل داري  به دنيا مي‌گي: دلم مي‌خواد غصه‌دار و تنها باشم!

اگه اضافه‌وزن داري و فرد خوش اندامي مي‌بيني چه حال و هوايي براي خودت انتخاب مي‌كني؟ زندگي اندام زيبا رو به تو عرضه كرده تا تو هم حق انتخاب داشته باشي پس اگه بابت اندام نامتناسب حس بدي داشته باشي، در واقع انگار داري ابراز مي‌كني، دلم نمي خواد چنين اندامي داشته باشم. دلم مي خواد چاق باشم!

اگر بيماري و زندگي افراد سالم را به تو عرضه كرده براي اينكه كه تو انتخاب كني، اگه بابت سلامت بودن اطرافيانت احساس عشق كني و بابت عدم سلامتي دچار احساس بدي نشي تو سلامتي رو براي خودت انتخاب كردي.

يعني چي؟ باز هم توضيح مي دم.

هرچيزي در زندگي خودش را به تو عرضه مي‌كند تا خودت هر چه را مي خواهي يا نمي‌خواهي انتخاب كني. چون زندگي يك كاتالوگ است.اما وقتي زندگي اين كاتالوگش رو جلوي تو ورق مي زنه و تو از چيزي خوشت مي آد چطور بايد اون رو جذب كني؟ و وقتي زندگي چيز ي رو به تو نشون مي ده چطور بايد مانع جذب شدنش بشي؟


براي قانون جذب فقط "بله" مفهوم دارد.يعني در واقع قانون جذب و كائنات، كلمات بلي يا نه ، خوب يا بد، و ...رو بلد نيستند!در واقع زبانهاي امروزي توسط بشر ساخته شده و بشر در هر جاي دنيا داره به يك زبوني صحبت مي كنه.خوب! كائنات كه نمي تونن بفهمن وقتي شما از چيزي در كاتالوگ زندگي خوشت اومده و داري به زبون فارسي مي گي من اون رو مي خوام يعني چي داري مي گي! آخه اونها كه زبان و كلمات رو مثل ما بلد نيستند! زبان كائنات و زبان قانون جذب طور ديگريست.زبان كائنات بر اساس احساسه نه كلمه.

ساده ترش اينه كه اگه زندگي كه يك كاتالوگه، چيزي رو به من نشون بده و من نسبت به اون از خودم احساس نشون بدم براي كائنات معنيش اينه كه : بله! من اون رو مي خوام! ( حتي اگه به زبون بگم اون خيلي افتضاحه و من ازش متنفرم! ) و اگه زندگي كه يك كاتالوگه چيزي رو به من نشون بده و من بهش احساس نشون ندم يعني من اون رو نمي خوام.(حتي اگه به زبون بگم اون عاليه و كاش من هم داشتمش! )در واقع چون همه چيز در دنيا بر اساس فركانسه كائنات هم كه بر اساس فركانس كار مي كنند، فقط فركانس احساسي رو مي شناسن نه كلام رو!
پس هر چيزي كه در دنيا ببينم و به اون احساس نشون بدم ( چه احساس خوب چه بد) معنيش از نظر كائنات اينه كه من اون رو مي خوام! حتي اگه من به چيزي احساس نفرت نشون داده باشم معنيش اينه كه من اون رو از كاتالوگ زندگي مي خوام!
در واقع غول چراغ جادوي ما كلمات رو بلد نيست! اما فركانس احساسات رو بلده!وقتي ما به چيزي احساس نشون بديم غول چراغ جادومون اون رو برامون مي سازه و دريافتش مي كنيم!

پس اگه زندگي در كاتالوگش چيزي رو به ما نشون داد كه ما دوستش نداشتيم نبايد بهش احساس نشون بديم(والا جذبش مي كنيم!) فقط بايد بدون بروز احساس از اون رو برگردونيم و توجهمون رو به قسمتي از كاتالوگ دنيا بديم كه دوستش داريم و دلمون مي خواد داشته باشيمش!

 پس از هر آنچه خوشت نمي‌آيد فقط ازش رو بگردان و در مقابل اون هيچ احساس منفي از خودت نشون نده. در قبال چيزهايي كه خوشت نمي‌آيد، جواب منفي نده چون جواب منفي همان را به تو مي كشاند. چرا؟ چون وقتي در قبال آنچه نمي خواي، جواب منفي بدي، درمورد آنها حال و هواي بد پيدا مي‌كني،  و همان احساس بد، شرايط منفي زندگي‌ات را به سوي خودت برمي گردونه.

در زيارتگاه توشوگو در ژاپن قرن هفدهم، مجسمه سه تا ميمون هست كه يكي چشماش را گرفته، يكي گوشهاش رو گرفته، يكي دهنش رو . اين يعني: هيچ مورد منفي را نبين،‌نشنو، حرفش رو هم نزن!

واز هر چي خوشت اومد حتي مال ديگري ،بگو بله. اين عاليه. اين فوق العاده است.و ازش احساس عشق و شادي كن تا جذبش كني چون زندگي تو رو انتخاب كرده كه اين كاتالوگ رو نشونت بده! فقط تو بايد با نشون دادن احساس درست اون رو جذب كني! اين يعني نثار عشق و بله گفتن به آن. وقتي به چيزي مي‌گي نه، مثلاً ترافيك وحشتناكه، اين آدم ديوونه‌است، اينجا شلوغه و... كائنات نه تو رو نمي‌شنوه، چون بهش احساس نشون دادي اون رو مي‌سازه و فكر مي‌كنه تو بهش بله گفتي.

مثال :
اگه دلت مي خواد پدر يا مادر بشي،هر وقت پدر يا مادري رو مي بيني عشق از خودت ساتع كن و حال و هوايي خوب در خودت به وجود بيار.اگه با ديدن بچه ها، احساس دلتنگي كني چون خودت بچه نداري، در اين صورت داشتن بچه رو از خودت دفع مي كني! هر وقت تو بچه ها رو مي بيني اين زندگيه كه در واقع داره در كاتالوگي اونها رو به تو عرضه مي كنه پس تو مي توني با نشون دادن احساس خوب از خودت اون رو دريافت كني.


مثال :
اگه مي بيني كسي ازدواج مناسبي كرده بايد حال و هوات رو عالي كني چون كاتالوگ زندگي تو رو انتخاب كرده كه اين مورد رو به تو نشون بده يعني زندگي مي خواد به تو بگه اگه الان تو هم بتوني حس خوب و شادي در خودت ايجاد كني و بفهمي زندگي كاتالوگه براي تو، تو هم مي توني عين اون رو دريافت كني!اما اگه با ديدن كسي كه ازدواج كرده ياد تنهايي خودت بيفتي و حال و هوات بدتر بشه يعني تو در برابر تنهايي واكنش احساسي نشون دادي پس تنهايي بيشري رو جذب مي كني!

مثال :
وقتي توي يك مسابقه ي ورزشي شركت مي كني و فردي ديگر برنده مي شود، وقتي همكارت به تو مي گه كه اضافه حقوق دريافت كرده، وقتي دوستت بهت مي گه كه همسرش هديه اي غافلگيرانه به اون داده براي رفتن به مسافرتي رويايي، يا كسي مي گه كه خونه اي خريده، تو هم بايد به اندازه ي اونها ذوق زده بشي كه انگار اين موارد براي تو هم پيش اومده و وقتي در برابر اينها واكنش مثبت نشون بدي، همين موارد رو به سمت خودت جذب مي كني!

پس هر چيز خوبي كه دنيا به تونشون داد، ذوق زده شو چون معنيش اينه كه تو با اون چيزهاي خوب هم فركانس هستي!

كاتالوگ زندگي چيزهاي منفي هم داره. چيزهايي كه تو دلت نمي خواد داشته باشي.در مقابل اونها مقاومت نكن.فقط ازشون رو برگردون.نبينشون و ازشون حرف نزن!راحت و بدون هيچ قضاوتي از اون رو برگردون تا ضميمه ي زندگي تو نشه!

بنابراين ، اين درس بسيار مهم رو به صورت چند جمله براتون تكرار مي كنم :

نكته ي مهم : وقتي قضاوت و انتقاد مي كني ، همونها به خودت بر مي گرده.عشق و قدرداني رو به فردي ديگر يا هرچيزي عرضه كن تا همانها را به خودت اهدا كني!
يعني در مورد فردي ديگه چه احساسي داري؟در مورد اون چه فكري مي كني؟براي او چه مي كني؟ اينها تعيين مي كند كه تو براي خودت چه مي كني!!! اگر قضاوت و خرده گيري مي كني در واقع اونها رو به خودت اهدا كرده اي!همان طور كه اگر عشق و قدرداني به ديگري بدهي چون همانها را دريافت مي كني پس در واقع همانها را به خودت اهدا كرده اي!

نكته ي مهم : تو به اندازه ي كافي خوب هستي! اگر كاري انجام داده اي كه صحيح نبوده است،درك و پذيرش صحيح نبودن اون براي قانون جذب حكم چشم پوشي داره.پس همين حالا خودت رو ببخش و از اين لحظه طبق اصول قدرت رفتار كن!

نكته ي مهم : هر قصه اي تعريف كني، چه خوب و چه بد، قصه ي زندگي تو خواهد بود!بنابراين تعريف قصه ي زندگي محشر خودت رو شروع كن و قانون جذب هم اون رو براي تو آماده مي  كنه!
يعني قصه ي واقعي اينه كه تو موجودي نامحدودي! در مورد قصه ي زندگيت چيزهايي رو كه دوست نداري و نمي خواهي، ول كن و صرفا" به چيزهايي كه دلت مي خواد بچسب!هر بار كه اونها رو به ياد بياري اونها رو ضميمه ي قصه ي زندگيت مي كني. مواردي رو كه در مورد ايام كودكي نمي خواي رها كن و به اون قسمتهايي كه دوست داري بچسب! آنچه را كه در بزرگساليت نمي خواهي ول كن و موارد خوب رو نگهدار! تمام موارد منفي گذشته اگه بهش احساس نشون بدي باز تكرار ميشه به شكلهاي جديد! تمام موارد منفي تمام شد و رفت پي كارش! تو كه همون آدم سابق نيستي پس چرا اونها رو در قصه ات نگه مي داري تا حال و هواي تو رو خراب كنند؟اگر دائم اين قصه را تعريف كني كه قرباني زندگي شدي، در اين صورت بارها و بارها سروكله ي همين تصاوير در زندگيت پيدا ميشه.اگه تعريف كني كه تو به باهوشي بقيه نبودي يا مثل بقيه جذاب نيستي يا مثل ديگران با استعداد نيستي ، حتما" حق با توئه!!!چون حتما" همين ها در زندگيت جذب و تكرار ميشه!پس تعريف قشنگترين قصه ها رو از زندگيت شروع كن تا نيروي عشق، زندگيت را بانور تصاويرقصه ي واقعي زندگي معركه ات روشن كند!

" زائر صلح " (ميلدرد ليسته نورمن كه بيست و هشت سال تحت عنوان صلح سراسر آمريكا رو پياده طي كرد ) مي گه : " عشق بزرگترين قدرت روي كره ي زمين است كه بر تمام مسايل غلبه مي كند!"

خداوندا! نيروي عشق را بر قصه ي زندگي ما حاكم كن! آمين!

دسته نوشته ها0915960700

سلام و درود به همه ي شما همراهان خوبم.سال نوي همگيتون مبارك و پر از بركات خداوندي باد!
خوشحالم كه با ادامه ي درسهاي اصول قدرت در خدمتتون هستم.

امروز مي خوايم باز هم درباره ي " احساس يعني خلق " حرف بزنيم كه جزو اصول قدرته.همون طور كه قبلا" هم بهتون گفتم اينها جزو آموزشهاي راندا برنه.

 اميدوار هستم حتي با خوندن اين درس بارقه هاي انرژي و نور شادي رو در وجودتون احساس كنيد و انرژي و عشقي رو كه من با تمام وجودم براي همگيتون مي فرستم در درونتون حس كنيد. فصل بهار شروع سبزينگي  طبيعته و دلم مي خوادببينم كه همه ي شما اين سبزينگي رو در روح و جانتون هم احساس خواهيد كرد.

وقتي مااز طريق ايجاد حال و هواي خوب  براي خودمون ، عشق ساتع مي كنيم احساسات ما يك حوزه ي مغناطيسي ايجاد مي كند كه كاملا" شما رو در بر مي گيره.همه جا اين حوزه ي مغناطيسي همراه ماست.اين همون چيزيه كه بهش ميگن : " هاله ي فرد".ما الان نمي خوايم وارد درسهاي هاله شناسي يا هاله درماني بشيم و من فقط توضيحات لازم رو بهتون مي گم.

پس هاله‌اي كه دور فرد را احاطه كرده است، در اصل حوزه‌اي الكترومغناطيسي است و شما از طريق خاصيت مغناطيسي حوزه خودتون كه احاطه‌تان كرده است، هر چيزي را در زندگي جذب مي‌كنيد. احساسات شما در هر لحظه مشخص مي كند حوزه ي شما در هر زمان مثبت است يا منفي! هر چقدر عشق بيشتري اهدا كني، حوزه مغناطيسي تو بزرگ‌تر و قدرتمند‌تر مي‌شه. آنچه كه در حوزه مغناطيسي توست، درحال جذب كردن به سوي خودش است، بنابراين هرچه عشق بيشتر در حوزه تو باشه، قدرت بيشتري براي جذب چيزهايي كه دلت مي‌خواهد خواهي داشت. اين يك قدرت شگفت انگيزه كه خداوند يكتا در تك تك ما آفريده.

مثال: راندابرن كه عاشق گله، تو يه روز باروني كه شنبه بازار تعطيل بود تصميم گرفت واكنشش در مقابل اينكه از گل خبري نيست، خوب باشه و به اين فكر كنه كه قدر گل رو بدونه و حتي بيشتر گل دوست داشته باشه. به جاي احساس ياس، حال و هواي عشق به گل رو انتخاب مي كنه بنابراين حوزه مغناطيسي‌اش از عشق به گل پر مي‌شه و در ساعتي بعد خواهرش از اونطرف دنيا يك گلدون بزرگ گل براي اون سفارش مي‌ده كه مياد دم خونه‌اش.

راندا برن مي گه زندگي خود اون هم زماني معركه نبوده اما با كشف اينكه براي نيروي عشق هيچ چيزي عظيم و دور از دسترس نيست زندگيش رو عوض كرده.

بنابراين ، اين قانون رو هرگز فراموش نكنيد :

"با مهار كردن بزرگترين قدرت كائنات، مي تونين هر چيزي رو در زندگي تغيير بدين و تنها كار لازم اهداي عشق است! " ( و براي اهداي عشق به دنيا شما بايد شاد باشيد و در لحظه ي ابدي اكنون در بهترين حال و هواي ممكنه باشيد تا بهترين چيزها رو به خودتون جذب كنيد.و اين شاد بودن فقط با مشارطه هاي كوتاه براي شاد زيستن و بودن در زمان حال امكان پذيره.)

اينجا شما بايد چند تا نكته ي خيلي مهم رو به ياد داشته باشيد.

نكته ي مهم : اندازه خواسته.

ما تمايل داريم فكر كنيم چيزهايي كه مي‌خوايم واقعاً بزرگه. با اين كار به قانون جذب مي‌فهمونيم اين خواسته به قدري بزرگه كه رسيدن به اون بسيار مشكل خواهد بود و احتمالاً كلي هم طول ميكشه تا دريافتش كنيم. اگر خيال كني خواسته‌ات خيلي بزرگه، مشكل ايجاد مي كني و در دريافت خواسته ات تاخير ايجاد مي‌شه. براي قانون جذب بزرگي يا كوچكي وجود ندارد و زمان هم مفهوم نداره. پس بدون اينكه فكر كني از نظر خودت خواسته‌ات چقدر بزرگه، آن را به اندازه يك نقطه در نظر بياور! مهم نيست كه چي مي خواي ، فكر كن خواسته‌ات به اندازه يك نقطه‌است، چون براي نيروي عشق، هر آنچه تو بخواهي،‌كوچكتر از يك نقطه است.

تمرين: يك نقطه در وسط دايره‌اي بزرگ بگذار و كنار آن نقطه اسم خواسته‌ات رو بنويش. اگر متوجه شدي ايمانت متزلزل شده، گهگداري به اين نقطه‌اي كه كشيده‌اي نگاه كن و متوجه باش كه خواسته‌ تو براي نيروي عشق به اندازه آن نقطه است!

ويليام شكسپير ميگه: "ترديد و دودلي ما خائن و دغلباز است و غالبا" باعث مي شود، موهبتي را كه ممكن است به دست بياوريم، از دست بدهيم! "

پس مواظب ترديدهاتون كه باعث ميشه فكر كنين خواسته تون اينقدر بزرگه كه نعوذ بالله خداوند با اون عظمتش از پسش بر نمي آد، باشيد! خواسته ي شما در برابر خواست خداوند حتي اون نقطه هم نيست!

پس خواسته تون رو بطلبيد.قوانين سيستم آرزوها رو براي اون انجام بدين و طوري شاد زندگي كنين انگار پيشاپيش اون رو دريافت كرديد.(اگر صلاح و خير شما در اون باشه حتما" با اين روش اون رو دريافت مي كنيد در غير اين صورت از خداوند بخواهيد كه چيزي برتر از اون در جهت خير شما و ديگران، به شما اهدا كنه و به بهتريني كه اون براي شما انتخاب مي كنه اعتماد كنيد.)


نكته ي مهم : تغيير دادن موارد منفي.

اگر موردي منفي در زندگيت وجود داره و دلت مي خواد تغييرش بدي با تجسم و احساس اينكه هم‌اكنون آنچه را كه مي‌خواهي داري عشق از خودت ساطع كن. يادت باشه كه هر مورد منفي يعني فقدان عشق. بنابراين تو بايد خلاف وضعيت منفي را مجسم كني. چون خلاف آن عشق است.

مثال: اگر دچار نوعي بيماري هستي و شفا مي خواهي براي جسمي كه مي‌خواي سالم بشود، عشق بفرست.

وقتي براي تغيير موردي منفي از روند خلق استفاده مي كني متوجه باش كه لزومي نداره منفي را به مثبت تبديل كني،‌چون در واقع احساس خواهي كرد انجام اون كار دشواره . خلقت يعني به وجود آوردن چيزي جديد كه به طور خودكار جايگزين مورد سابق بشه. تنها كاري كه تو بايد انجام بدهي اين است كه براي آنچه مي خواهي عشق از خودت ساطع كني، و نيروي عشق خودش منفي گرايي را برايت با موردي مثبت  جايگزين ميكند.

تمرين مهم 1 : هر روز مدت هفت دقيقه را به داشتن هر آنچه مي خواهي و تجسم و احساس آن اختصاص بده. اين كار را هر روز انجام بده تا به اين احساس برسي كه از قبل خواسته‌ات را داشتي . اين كار را بكن تا در ذهنت نهادينه بشه كه خواسته‌ات به خودت تعلق داره. درست مثل اسمت كه مال خودته.

تمرين مهم 2: بعد در كل روز با خودت مشارطه ‌هاي كوتاه مدت داشته باش كه به راحتي به زندگي‌ات برسي و انگار كه آرزوت رو به دست آوردي، تا جايي كه مي‌توني عشق و احساس خوب از خودت ساطع كني، چون هر چه بيشتر عشق ساطع كني، سريع‌تر به خواسته‌ات مي‌رسي.

تمرين مهم 3:درطول روز مشارطه كن با حرف زدن درباره جراحتي كه خوب نشده بر دنيايي جديد خط بطلان نكش. چون با اين كار با حرف زدن در مورد اون، دوباره بدترين‌ها رو مجسم مي‌كني و به دنياي قبل برمي‌گردي وقتي بدترين رو مجسم كني همون رو هم دريافت مي‌كني.

مثال : اگر كسي درباره جراحتت از تو پرسي مي توني بگي: صد درصد حال و هوايي خوب دارم و جسمم هم همين حالت رو دنبال مي‌كنه. يا بگي: اين رحمت الهي بوده چون باعث شده حالا بيشتر از هر وقت ديگه‌اي قدر سلامتي و خوشبختي رو مي‌دونم. يا اگر به اندازه ي كافي شجاعت داري، حتي مي توني بگي : " از پس اون بر آمده ام و بهبود كامل يافته ام!"


نكته ي مهم :از بين بردن حال و هواي بد.

 تو مي توني با تغيير حال و هواي خودت، هر چيزي را در زندگي تغيير دهي. وقتي حال و هواي تو درباره هر موضوعي تغيير بكنه، بي‌برو برگرد اون موضوع تغيير مي‌كنه! براي تغيير دادن احساست سعي نكن از دست احساسات بد خلاص بشي،چون تمام حال و هواي بد صرفا" به خاطر فقدان عشق است. پس سعي نكن مجسم و فكر كني چطور بايد از عصبانيت و غم خلاص بشي، به جاي اين كار چون تمام حال و هواي بد به دليل فقدان عشق است، خودت را از عشق سرشار كن، اون وقت عصبانيت و غم و غصه‌ات از بين ميره.وقتي خودت رو از عشق سرشار مي كني ( با خوب كردن حال و هوات از هر راهي كه برات ممكنه) اون وقت خود به خود فركانست تغيير مي كنه و تمام احساسات بدت هم از بين مي ره.

پس اين يه قانونه: حال و هواي خوب= سرشار از عشق بودن
                         حال و هواي بد= فقدان عشق

درمورد عشق طوري فكر كن كه انگار آب توي ليوانه. تو نمي‌توني وقتي آب ليوان كمه، با جنگ و جدل و دشنام دادن به خالي بودن ليوان زيادش كني! تنها راهش اينه كه ليوان رو از آب پر كني. وقتي تو حال و هواي بد داري ليوان جسم تو از عشق خاليه. وقتي ليوان وجودت رو از عشق پر كني، احساسات بدت از بين ميره.

 راندابرن مثال قشنگي مي‌زنه و مي‌گه احساسات بد رو مثل اسبهاي وحشي مجسم كن. اصطبلي پر از اسب‌هايي با حال و هواي بد وجود داره. اگه من الان احساس سرخوردگي دارم روي اسب سرخوردگي سوار شدم. به خودم مي گم:اگر مي‌تونم سوار اين اسب وحشي بشم مي‌تونم ازش پياده هم بشم. اسب عصباني، دلخور، ملامت‌گر، عبوس، بدخلق ، اخمو و تند خو و... اسب‌هاي اين اصطبل حال و هواي بد هستند.


لائوتسه "بنيانگذار مكتب تائو " مي گه : " حتي در برابر رفتار و طرز برخوردي جاهلانه هم واكنشي عاقلانه نشان بده. "

بنابراين وقتي ديگران با برخوردهاي جاهلانه شون حال و هواي تو رو خراب مي كنند مواظب باش به همستر روي چرخ تبديل نشي!( در درسهاي پيش گفتم كه اين يعني چي )براي لذت بردن از تجسم و قوه ي تخيل خودت استفاده كن تا قدرت را از هر چه كه نمي خواهي سلب كني.مثلا" مجسم كن با مشاهده ي خودت و ديگران كه در شرايط سخت مختلف زندگي بر اسبهاي وحشي سوار شده ايد! فقط بخند و سعي كن حال و هوايت را عوض كني!

راندابرن مي گه: من احساسات بد را براي خودم يا ديگري واقعي نمي‌دونم، چون اين حقيقت نداره. احساس بد ناشي از اين نيست كه تو يا ديگري چه كسي هستيد. ناشي از اينه كه اين همون چيزيه كه تو به خودت اجازه دادي كه آن را احساس كني. و تو مي توني انتخاب كني به همان سرعتي كه روي اين اسب پريدي، ازش پياده بشي! اگه يكي از نزديكانت بدخلقه تصور كن سوار اسب بدعنقي شده بدعنقي اون رو شخصي تلقي نكن. اگه اون رو شخصي تلقي كني، و تو هم بدليل بدعنقي اون بدعنق بشي، تو هم با اون سوار اسب بدعنقي شدي. بنابراين درچنين شرايطي با مشاهده خودم يا سايرين كه در شرايط مختلف زندگي سوار بر اسب وحشي‌اي هستيم، فقط مي‌خندم! يعني اگه حال و هوام بده، و بگذارم احساساتم خودكار عمل بكنه، يعني دارم به اون اسب وحشي تازيانه مي‌زنم تا حالت منفي شوريده‌تري پيدا كنه.پس از حال و هواي بد منزجر نباش بلكه بخند و حال و هوات رو عوض كن.


چون منزجر بودن يعني مقاومت نشون دادن.در برابر هر چيزي كه در زندگي مقاومت به خرج بدي بيشتر همون رو به خودت جذب مي‌كني. پس اگر حال و هواي بد به سراغت اومد بهش بها نده. ازش منزجر نباش. دربرابرش مقاومت نكن. و بعد تمام قدرت اون رو بگير با تغيير دادن حال و هواي خودت.

هر آنچه اهدا مي‌كني تغيير بده. هر آنچه دريافت مي‌كني تغيير خواهد كرد. چون اين است قانون جذب! عشق بده تا عشق دريافت كني! حال و هواي خوب براي خودت ايجاد كن تا شرايط و آدمهايي را به خودت جذب كني كه حال و هوايت را خوبتر مي كنند!

خدايا! كمكمان كن تا جوانه هاي عشق در وجودمان از نو برويند! آمين!

کلاس یک جادوگر

سلام و درود به همه ي دوستان و همراهان عزيزم.دوستتون دارم و خوشحالم كه با ادامه ي درسهاي قدرت عشق در كنارتون هستم.در آستانه ي سال نو هستيم و دلم مي خواد با اين درس جديد سبزينگي و رويش در ذهن و فكر تك تكتون جاري بشه.انرژي عشق خودم رو براي قلبهاي صادق همه تون روانه مي كنم و خوشحالم كه كنار منيد.پس با آرامش بخونيد.يقين دارم اين عشق رو دريافت خواهيد كرد!
امروز مي خوايم درباره ي اصل ديگري از اصول قدرت عشق با هم حرف بزنيم.به نام " ورود به روند خلق".
اگه يادتون باشه اولين درس قدرت ، قدرت عشق بود و بعد قدرت احساسات و بعد تغيير فركانس و چهارمين كار براي قدرتمند شدن" ورود به روند خلق" است كه چند مرحله دارد.در درسهاي ابتدايي وب من براتون از تجسم خلاق مقداري نوشته ام و گفته بودم كه بعدها باز هم به اون خواهيم رسيد. در واقع امروز در اين قسمت مطالب بيشتري رو درباره ي تجسم با هم مرور مي كنيم.

مراحل ورود به روند خلق :

1_ مجسم كن: (مجسم كن در ذهنت كه به خواسته‌ات رسيده اي.يعني براي تمركز بر خواسته ات و تجسم اون، از ذهنت استفاده كن.مجسم كن كه به خواسته ات رسيدي و با اون كاري انجام مي دي.يعني مثلا" اگه من مي خوام پولداري رو مجسم كنم خود ديدن يك اتاق پول حس عشق ممكنه در من به وجود نياره.پس بهتره من در تجسمم ، به كارهاي لذت بخشي كه با اون يك اتاق پول انجام ميدم فكر كنم.كارهايي كه واقعا" دوستشون دارم و فكر كردن به اونها حس لذت و عشق در من ايجاد مي كنه.مثلا" من عاشق سفرم.براي تجسم پولداري مي تونم مجسم كنم تو سفري هستم كه دوستش دارم و كارهايي رو مي كنم كه دلم مي خواد و با پول زياد با بركتي كه همراهمه چيزهايي رو مي خرم كه بهم لذت مي ده.اينقدر بهش فكر مي كنم كه كيف اين كار رو توي وجودم احساس كنم!در اينجا مرحله ي دوم روند خلق يعني " احساس كن! شكل مي گيره.)

2_ احساس كن (يعني بايد همانطور كه مجسم مي‌كني، نسبت به آنچه آن را مجسم مي كني، احساس عشق كني. تو بايد مجسم كني به خواسته‌ات رسيده‌اي. بايد  انجام دادن كاري در ارتباط با خواسته‌ات رامجسم و احساس كني. اين كار توليد مغناطيس مي‌كنه يعني اگر تجسم خواسته همراه با ايجاد احساس عشق به اون باشه، يك نيروي مغناطيسي ايجاد ميشه و خواسته ات رو به سمت تو مي كشه.)

3_ دريافت كن. (يعني نيروي عشق از طريق نيرويي طبيعي،مرئي و نامرئي كار مي كنه تا تو رو به خواسته ات برسونه.اما هر چه را كه مي خواهي، بايد براش اشتياق شديد يعني عشق داشته باشي. خواسته ات بايد از ته دل باشه چون ميل شديد يعني عشق.پس تو بايد براي دريافت خواسته ات بتوني از خودت عشق ساتع كني.)

براي اينكه ببينين دقيقا" منظور از اين سه مرحله چيه نكته هاي زير رو با دقت بخونيد.

نكته ي مهم _ وقتي داري از روند خلق استفاده مي كني، (واقعاً باور كن دريافت كردي) براي اين كار بايد مجسم و احساس كني كه آنچه را مي‌خواهي از قبل داري و هرگز ذهنت را از اين حالت منحرف نكني. قانون جذب هر چيزي را كه به آن بدهي كپي مي‌كند. پس مجسم كن به آن رسيده‌اي (نه اينكه داري مي‌رسي) اگه مي خواي وزن كم كني، با تجسم و با احساس اينكه به وزن دلخواهت رسيدي، عشق از خودت ساطع كن نه اينكه هر روز مجسم كني و احساس كني كه چاق هستي.( در اين صورت مي گن تو داري از روي فقدان تمرينات رو انجام مي دي نه از روي عشق) اگه مي‌خواهي در ورزش، موسيقي، آواز، كارت يا هر چيز ديگري پيشرفت كني، اون مرحله رو الان تجسم و احساس كن و عشق از خودت ساطع كن. اگه مي‌خواي زندگي زناشويي و رابطه عشقي بهتري داشته باشي تجسم و احساس كن كه اكنون به خواسته‌ات رسيدي. عشق از خودت ساطع كن.

*سنت آگوستين (عالم الهيات و اسقف) مي‌گه: ايمان يعني باور هر آنچه نمي تواني آن را ببيني و پاداش اين ايمان، ديدن آن است.

*جرج برناردشاو مي گه: تجسم سرآغاز خلق است خواسته‌ات را مجسم كن براي تجسم خود، قصد و اراده داشته باش، و سرانجام آنچه را قصد كرده‌اي، خلق خواهي كرد.

نكته ي مهم _ قسمت سوم قانون "دريافت كن" مي‌تونه به شكل اهدا كن –دريافت كن در بياد. چون دنيا بومرنگه. قانون جذب مثل آيينه مي‌مونه كه هر چي مقابلش بگذاري منعكس مي‌كنه. مثل انعكاس صدا مي‌مونه كه هر صدايي بيرون بفرستي، همان صدا به سوي تو برمي‌گردد. مثل دستگاه فتوكپي مي‌مونه كه هر آنچه را براي نسخه برداري به آن بدهي،‌عين همان را به تو تحويل مي‌دهد. يعني قانون جذب مثل آيينه، انعكاس صدا، بومرنگ يا دستگاه فتوكپيست. اگه از فقدان جلوش حرف بزني يا رفتار كني فقدان ايجاد مي كنه و اگه از داشتن (يعني عشق) حرف بزني داشتن ايجاد مي كنه!(مثال: راندابرن دامن زيبايي در پاريس تن زني مي‌بينه .اون عاشقانه درباره ي اون دامن  مي گه: چه دامن قشنگي!و طوري اين رو مي گه كه دلش از عشق به اون دامن پر ميشه!(اون نمي گه آخ اين رو از كجا گرفته ؟من كه نمي تونم همه ي اروپا رو بگردم پيداش كنم!) چند هفته بعد تو استراليا چون راننده ي ديگه اي مي خواسته به خلاف سر چهار راهي دور بزنه مجبور به توقف در جايي مي‌شه .و همون طور كه ايستاده بوده همون دامن رو در ويترين مغازه اي مي‌بينه و اون رو نصف قيمت مي خره!چون مغازه‌دارمي گه اون رو نمي‌خواسته و اشتباهي توي باري كه از اروپابراش فرستاده بودن اون دامن رو گذاشته اند!) راندا برن اون رو مي‌خره .برن مي‌گه مغناطيس عشقي كه صادر كردم اون رو به من ‌رسوند. زيباترين دامن عمرم! و نتيجه گيري مي كنه كه من فقط با اون مغناطيس عشقي كه توليد كردم اون رو دريافت كردم.

نكته مهم: آنچه مجسم مي‌كني نبايد به فردي ديگر لطمه بزند. تجسم چيزي كه به فردي لطمه بزند، از عشق ناشي نمي‌شود بلكه ناشي از فقدان عشق است و مسلماً هر منفي گرايي كه در ذهن به تصوير كشيده بشود با همان شدت و ناگواري كه براي آن فرستاده شده به سوي خودت برمي گردد!(چون قانون جذب مثل آينه مي مونه و هر چي جلوش بگذاريم عين همون رو توليد مي كنه!)پس نبايد درباره ي چيزي كه متعلق به ديگريست مثل همسر ديگري، كار ديگري، خانه ي ديگري و ...تجسم خلاق كنيد.هر نوع منفي گرايي كه در ذهن به تصوير كشيده مي شود، به سوي خود تو بر مي گردد چون هرآنچه بفرستي، همان را دريافت مي كني!(چون اين هم از روي فقدانه نه از روي عشق)

نكته ي مهم _ قدرت تجسم حد و حصر نداره!محدوديت نداره!تاريخ نشون داده اون كساني كه در علوم پزشكي، هنري، ورزش و ....موفقيتهاي بزرگي رو به دست آورده اند، كساني هستند كه تمام حد و مرزهاي بشري در تخيل رو شكونده اند .اونها با فروپاشي حد و مرز تخيلشون، دنيا را متحول مي كنند. بهترين و والاترينها رو مجسم كن و يادت باشه كه تفاوت آدمهايي كه زندگي معركه دارند با اونها كه مدام دارند با زندگي دست و پنجه نرم مي كنند در يك چيزه! افرادي كه زندگيشون عاليه هر چه را كه دوست داشته باشند، مجسم مي كنند و درباره ي اين تجسم بيشتر از ساير افراد احساس عشق مي كنند! يعني احساس مي كنن اون رو دارن !(اونها ممكنه اصلا" اين قوانين را بلد نباشند ولي ناخودآگاه اين كار را انجام بدهند.همسر خود من ميگه وقتي خيلي بچه بودم وانمود مي كردم يك هنرپيشه ي بزرگم و توي خونه براي خودم نقش بازي مي كردم!خودم روتحسين مي كردم و تو آينه خودم رو يه جوري نگاه مي كردم كه انگار دارم به يك هنرپيشه ي توي تلويزيون نگاه مي كنم! و از اون كيف مي كردم.اين تجسم در همون بچگي باعث ميشه مثلا" توي يك كارمربوط به بچه ها انتخاب بشه و بازي كنه و ادامه اش.در حالي كه در بچگي اون هيچ كسي رو نداشته كه بخواد ببرتش توي كار هنري و هيچ شناختي هم از اين قوانين نداشته.)افرادي كه مدام در زندگي در حال كشمكش هستند، ناخواسته وقتشون رو صرف تجسم چيزهايي مي كنند كه دوست ندارندو به اون احساس منفي دارند!مدام به اونها فكر مي كنند و از اونها حرف مي زنند!و بنابراين باعث ساخته شدن اونها مي شن.( اين كار هم از روي فقدان شكل مي گيره نه از روي عشق پس باعث ايجاد بدترينها ميشه به جاي بهترين ها!)


نكته ي مهم _در انجيل عهد عتيق آمده: خلقت زمين و آسمان و هر چيزي در آن كامل شد.
يعني پنج هزار سال قبل درانجيل عهد قديم شرح داده شده كه كل خلقت به انجام رسيده و تكميل شده است و هر چيزي كه هم‌اكنون قرار است خلق بشود، از قبل موجود بوده است! حال بعد از پنج هزار سال، فيزيك كوانتوم تاييد مي كند كه در اصل هر چيزي و تك تك چيزها از قبل بوده است! (شايد شما هم درباره ي اين موضوع كه اين دنيا بازتاب دنياي واقعي ديگريست در" جهانهاي هولوگرافيك" مطالعاتي داشته باشيد يا مطالعاتي در اين باره درباره ي "عالم ذر" داشته باشيد.در هر حال اين يكي از چيزهاييست كه خيلي از معلمان متافيزيك به اون اشاره كرده اندو ما نمي تونيم الان وارد اين بحث بشيم.)
پس همون طور كه گفتم در اين اصل گفته ميشه كه هر چيزي كه قراره الان خلق بشه از قبل وجود داشته و مفهومش اينه كه براي ما غير ممكنه چيزي را مجسم كنيم كه وجود نداره! پس خلقتت كامل است. وقتي تو مجسم مي‌كني ركورد دار جهاني بشي، سرشار از سلامتي و پول بشي، همسر يا پدر و مادر بشي، تمام اين احتمالات در خلقت وجود داره. اگر از قبل وجود نداشت، ممكن نبود بتوني اونها رو به ذهنت بياري براي آوردن چيزهاي مورد نظرمان از دنياي نامرئي به دنياي مرئي خودمان، تنها كار لازم اين است كه زندگيت را همان طور كه مي خواهي مجسم كني. مجسم كني چه حال و هوايي داري اگر رابطه‌ات معركه باشد! مجسم كن چه حال و هوايي داري اگر كسب و كارت پررونق بشود. مجسم كن چه حال و هوايي داري اگر آنقدر پول داشته باشي كه هر كاري دلت مي‌خواهد بكني.مجسم كن كه چه حال و هوايي داري وقتي سرشار از سلامتي هستي.


نكته ي مهم _ حواس تو حكم عصاي دستت را دارد. براي تجسم از تمام حواست استفاده كن تابه اين احساس كه آنچه را  مي خواهي ، داري ، دست پيدا كني .آن را احساس كن! بچش! بو كن! ببين! و بشنو! اگر دلت مي خواهد به ايتاليا سفر كني، در ذهنت بوي روغن زيتون رو به مشام بكش! پاستاي ايتاليايي رو مزمزه كن! مجسم كن با تو به زبان ايتاليايي حرف مي‌زنند و بودن در ايتاليا رو احساس كن! پس در تجسم بايد از همه حواست استفاده كني: ببيني- بچشي- ببوئي- بشنوي!

مثال : مردي در مدت سه سال براي هفتاد و پنج تا شغل درخواست داده بود ولي حتي يك پيشنهاد شغلي هم دريافت نكرده بود.سپس تصميم گرفت از همه ي قوه ي تخيلش  و حواسش براي رسيدن به كارموردنظرش استفاده كنه. مجسم كرد كه شغل مورد نظرش رو گير آورده.اون تك تك جزئيات دفتر كار جديدش رو مجسم كرد.اون صفحه ي كليد كامپيوترش رو لمس كرد و مجسم كرد داره اين كار رو تو دفتر كار جديدش مي كنه! با موارد تميز كننده اي كه بوي ليمو مي داد ميز توي خونه اش رو پاك كرد و مجسم كرد اين بوي مواد تميزكننده ي ميز نويي است در محل كارش! اون حتي همكارانش رو هم در نظر آورد! تو ذهنش با اونها حرف زد و جلسه گذاشت! اون حتي نوعي غذاي مكزيكي سفارش داد و خورد و مجسم كرد كه اين ناهار دلچسب رو داره در وقت استراحتش در سر كارش مي خوره! هفت هفته ي بعد، اون دو تا پيشنهاد شغلي پيدا كرده بود و شغل روياييش بين اونها بود!



تمرين: در گفتگوها و افكارت بگو: من مجسم مي‌كنم كه ... بعد با هر چه دلت مي خواهد بقيه جمله را كامل كن. اين را در صفحات مختلف براي پول، كار، عشق بنويسيد.اگه با دوستي حرف زدي كه درباره ي ارتقا گرفتن همكارش و پيشرفت نكردن خودش حرف مي زنه كمكش كن! بهش بگو تصورش رو بكن دليل اينكه تو در اين زمان ارتقاي مقام پيدا نكردي براي اينه كه تو قراره به مقام بهتر و پول بيشتري برسي! براي خودت هم در موارد مشابه همين گونه فكر كن ،به جاي تمركز بر اونچه كه از دست داده اي. چون حقيقت اينه كه مقام بالاتر و پول بيشتر، از قبل براي دوستت وجود داشته و داره و فقط كافيه اون بتونه اون رو احساس كنه و مجسمش كنه كه بهش رسيده تا به دستش بياره! و اين براي تو هم همين طور خواهد بود!

نكته ي مهم و تمرين: در كل كارهايي كه در طول روز انجام مي‌دهي دقت كن كاري نكني كه در ارتباط با اين خواسته‌ات تناقصي ايجاد بشود.يعني بعد از اين تجسم ، مهم ترين كار تو براي تحقق اون  ،مشارطه هاي كوتاه مدت بعدشه كه در طول روز يك جوري رفتار نكني يا حرفي نزني كه انگار اون تجسم دروغ بوده و فقط يك خيال واهيه! يعني اگه در تجسمت خودت رو شاد و خوشبخت مي بيني در طول روز بايد با مشارطه كردن روي خودت تمركز داشته باشي كه تا ناراحت شدي گوشي تلفن رو بر نداري و يك عالمه از بدبختيهاي زندگيت براي دوستت تعريف كني! كلا" بودن در لحظه ي ابدي اكنون براي همينه كه تو مشارطه كني تو هر لحظه شاد شاد زندگي كني انگار همه ي آرزوهات رو صبح بهت دادن و حالا ديگه نيازي نيست به خاطر نبودن اون آرزوها غصه بخوري و بي انرژي باشي. يعني اگه تو تجسمت همسر الهيت رو مجسم مي كني روزش نبايد با شش نفر پاي كامپيوتر چت كني!اگه خودت رو پولدار ميبيني نبايد دادن قسطها و قرضهات رو بندازي عقب!

نكته ي مهم و تمرين :در كل مواظب باش نه تنها كاري نكني كه با اون تجسمت منافات داشته باشه بلكه كارهايي بكني كه در جهت خواسته ات باشه. مثلا" در اطرافت از وسايل و ابزاري استفاده كن و دوربر خودت بگذار كه اين حس را به تو بدهد كه قبلاً به هر آنچه مي‌خواستي رسيده‌اي.دور و بر خودت رو با وسايلي مثل لباس، تصاوير، عكس و اشياي مرتبط با خواسته ات پركن تا بتوني حال و هواي داشتن آنچه را مي خواهي مجسم كني.
كارهايي بكن كه تو رو در مسير اون خواسته قرار مي ده كه به نوعي مثل گودال كندن براي آرزو مي مونه.يعني اگر لباس جديد مي خواهي ببين آيا كمدت براي لباس جديد جا داره؟ چوب لباسي اضافه تو كمد بگذار! لباسهاي كهنه ي قديمي رو دور بنداز!اگه پول چشمگير مي‌خواي ببين كيف پولت جاي كافي داره يا پر كاغذهاي بي‌ربطه؟ اگر همسر دلخواه مي‌خواهي نصف كمد لباست رو براش خالي بگذار!  " برن " مي گه : از اسباب و وسايل مربوط به آرزوت استفاده كن مثل زني كه پول نداشت اسب بخره اما برس اسب مي‌خريد، نقاشي اسب مي كشيد،عكس اسب روي لب تابش گذاشته بود، با بچه‌هاش مي‌رفتن به بهانه ي خريد چكمه،چكمه اسب سواري پا مي‌كردن . و اين در حالي بود كه اصلا" پول خريد يك اسب رو نداشت! اون به  يك نمايشگاه اسب تو شهرش رفت و تو قرعه كشي اون شركت كرد و آخرش يه اسب برنده شد!يك اسب بلوطي رنگ از نژاد مورگان كه دقيقا" همون چيزي بود كه اون مجسمش مي كرد.

تمرين : با استفاده از قدرت تجسم و تخيلت ، بازيهايي اختراع كن كه واقعا" حال و هوايي خوب به تو مي ده." راندا برن " مثال مي زنه و ميگه مثلا" زني بعد ازفارغ التحصيليش بيكار مونده بود.اون هر روز تو دفترش مي نوشت كه خدا رو شكر مي كنه اگه كاري گير بياره! تا بالاخره فهميد اعمالش از روي سرخوردگيه (يعني از روي فقدان عشق) و اون واقعا" نمي تونه مجسم كنه كه شغلي داره. تصميم گرفت همه چيز رو تغيير بده.براي اين كار تو ذهنش به اين فكر كرد كه حالا ديگه داره مي ره سر كار دلخواهش. بنابراين اون روز توي دفترش به جاي اينكه واسه خدا بنويسه شكرش مي كنه اگه كاري به دست بياره اين جوري نوشت كه : بابت موفقيت در حرفه اش و براي مردمي كه داره با اونها كار مي كنه، خدا رو شاكره! اون هر روز لباسهايي رو كه بايد سركار جديدش بپوشه مرتب مي كرد.حساب پس اندازي براي چكهاي دريافتيش باز كرد.حتي ساعت شماطه دارش رو طوري تنظيم كرد كه انگار داره مي ره سر كار. و چند روز بعد كار دلخواهي با همون خصوصياتي كه دوست داشت به اون پيشنهاد شد.



در اين درس چند تا مثال جالب كه خود راندا برن زده بود رو براتون نوشتم. به مجموعه ي اين كارها مي گن روند خلق! يعني آوردن چيزي از دنياي نامرئي به دنياي مرئي با تجسم و روند درست آن. بنابراين وقتي تو با انجام اين امور مربوط به روند خلق نقش خودت رو در روند خلق تكميل مي كني بايد بدوني تو كار خودت رو كردي.از اين جا به بعدش در دستان قدرتمند خداونده و اصلا" به تو ربطي نداره كه چجوري و از چه طريقي اين خواسته بايد به تو برسه.( پس بعد تجسمت نگو اما با وجود همه ي اينها من كه پول ندارم! من كه خانواده ي درستي ندارم! من كه موقعيت خوبي ندارم! و ...) بايد بدوني كه تو ديگه در دنياي قديم نيستي كه هر چه را مي خواهي نداشته باشي! تو با انجام روند خلق،به دنيايي جديد منتقل شده اي ( چون فركانست رو تغيير داده اي و بالا برده اي پس چيزهايي كه در دنياي مرئي روي فركانس بالاتر هستند به تو روي خواهند آورد!اگر هنوز دريافت نمي كني پس بايد فركانست رو بالاتر ببري!).در اين دنياي جديد هر آنچه را كه مي خواهي، حتي با وجود اينكه نمي تواني آن را ببيني، داري.پس آگاه باش كه تو آن را دريافت مي كني!


و فقط آخرين نكته كه خيلي مهمه و خواهش مي كنم فراموشش نكنين :

آرزوي قلبيت رو مجسم كن و از قوانين روند خلق براي اون استفاده كن.بعد در طول روز با مشارطه هاي كوتاه مدت طوري رفتار كن كه انگار صبح همون روز به همه ي آرزوهات رسيدي!(به اين مي گن از روي قدرت عشق تمرين كردن نه از روي فقدان عشق و اين مهم ترين نكته ي قوانين جذبه چون ما گاهي فكر مي كنيم داريم طبق قوانين مثبت انديشي و جذب كار مي كنيم اما اگه دقت كنيم مي بينيم داريم از روي فقدان عمل مي كنيم نه از روي بودن عشق) پس بايد بتوني در لحظه ي ابدي اكنون شاد زندگي كني و واقعا" لذت ببري از زنده بودنت.اگه يك جوري شاد زندگي كني كه انگار آرزوت رو به دست آوردي يعني داري از روي قدرت عشق رفتار مي كني نه فقدان و اون وقته كه تازه در جريان دريافت كردن آرزوها و خواسته ات قرار مي گيري!

 اگه در اين مرحله آرزوي قلبي كسي به بيماري قلبي تبديل بشه بايد از قانون عدم مقاومت استفاده كنه! يعني چي؟ يعني اگه ته اين تجسمها تو نتوني در طول روز درست و شاد زندگي كني و به همه ي مسايل زندگيت برسي و به جاي اين كار همه اش تو فكر اين باشي كه اما هنوز كه آرزوم نرسيده! و اگه به آرزوم برسم بعدا" تازه شاد زندگي مي كنم ! و اگه نشد چي ميشه! و اصلا" چجوري مي خواداين آرزو انجام بشه و .....

در اين حالت مي گن آرزوي قلبي شما به بيماري قلبي تبديل شده! در اين زمان هر كار و تمرين ذهني كه براي رسيدن به اون انجام بدين بي نتيجه خواهد ماند چون از روي عشق نيست بلكه از روي فقدان عشقه.در اين زمان فقط رها كردن آرزو ( يعني قانون عدم مقاومت ) به كمك شما مي آد.
شما بايد نقشه ي گنجتون رو كنار بگذاريد و فقط و فقط به بالا بردن فركانستون با شاد زندگي كردن بپردازيد.تاوحشت و ترس انجام نشدن آرزو كم كم كمرنگ بشه و آرزوتون از حالت يك بيماري قلبي كه راه زندگي شاد رو براتون بسته در بياد.اين نكته كوچك خيلي مهمه  و انشاالله بعدها بيشتر درباره اش صحبت خواهيم كرد.


درسها و اصول قدرت همچنان ادامه دارند.دوستتون دارم و از خداوند مي خوام كه به تك تكتون قدرت عشق رو اهدا كنه.

خداوندا!وقتي تو با قدرت عميق عشقت در قلبم هستي من قويترينم!مرا در آغوش محكمت پناه بده! آمين!